
«ما باید همین الان معترضان ایران را مسلح کنیم... این موجب امنیت بیشتر آمریکا خواهد شد.» این جملاتِ تد کروز، سناتور ارشد جمهوریخواه و اهل تگزاس، در کنار پیامهای مایک پومپئو خطاب به مأموران موساد در خیابانهای تهران، فراتر از یک موضعگیری سیاسی، یک اعتراف بزرگ تاریخی است. اعتراف به این واقعیت که پروژه فشار نرم، عملیات روانی، تهدیدهای نظامی و تحریمهای فلجکننده، نتوانسته ایران را به وضعیت مد نظر آمریکا برساند.
تاریخ سیاست خارجی ایالات متحده، گورستانِ پروژههایی است که قرار بود با تسلیح گروههای داخلی، رژیم مد نظر واشنگتن بر سر کار بیاید اما منجر به سناریوهای دیگری شد؛ ماجرای افغانستان، نیکاراگوئه، لیبی، سوریه و سودان پیش چشم ماست. آنچه در دیماه ۱۴۰۴ رخ داد، رونمایی از پرده آخر همین نمایش ناکام بود یعنی عبور رسمی از فاز «فشار هوشمند» و رسیدن به بنبستِ «تسلیح علنی تروریستها.»
برای روشن شدن صحنه، باید تکههای پازل را کنار هم دید. ابتدا راهاندازی جنگ اقتصادی با تمرکز بر ارز و سپس بمباران رسانهای برای آمادهسازی ذهنی جامعه، بعد ورود لیدرهای آموزشدیده و در نهایت تلاش برای تبدیل نارضایتی اقتصادی به اغتشاش سازمانیافته در جهت ایجاد جنگ مسلحانه.
هدف این زنجیره عملیات، تضعیف بازدارندگی ایران و تحتالشعاع قرار دادن پیروزی راهبردی جمهوری اسلامی در جنگ ۱۲روزه بود. دشمنی که در میدان نبرد مستقیم طعم شکست را چشیده بود، با فشار معیشتی و نوسانسازی در بازار ارز، تلاش کرد سفره مردم را به سنگر جنگ شهری تبدیل کند.
با این حال، محاسبه دشمن یک نقص جدی داشت. جامعه ایران، حتی در اوج فشار اقتصادی، نسبت به ناامنسازی و فروغلتیدن کشور به هرجومرج، حساسیت بالایی دارد و برایش خط قرمز محسوب میشود. همین حساسیت اجتماعی، در کنار واکنش بهموقع ساختارهای امنیتی و فناورانه، اجازه نداد این زیرساخت به نتیجه مورد انتظار طراحانش برسد. حماسه ۲۲ دی نشان داد که انسجام اجتماعی، همچنان مهمترین مانع در برابر پروژههای آشوبمحور است.
یکی از جنجالیترین ابعاد اعتراضات دی ۱۴۰۴، بیانیههایی بود که از سوی نهادهای اطلاعاتی و مقامات رژیم اسرائیل صادر شد. برخلاف رویههای معمول و ریاکارانه که بر حمایت روانی و رسانهای از عوامل میدانی آشوب تأکید دارند، در این دوره پیامهایی صادر شد که به طور صریح به حضور فیزیکی مأموران دشمن در داخل ایران اشاره داشت.
حساب فارسی منتسب به موساد در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «با هم به خیابانها بیاییم. ما با شما هستیم؛ نه فقط از دور و کلامی، بلکه در میدان هم با شما هستیم». یک وزیر کابینه رژیم صهیونی، اعلام کرد: «ما در ماه ژوئن در میدان بودیم، مطمئن باشید که اکنون نیز در میدان حضور داریم.»
لیدرهای آموزشدیده و مسلح موساد و سیا که در ۱۸ و ۱۹ دی شکست خوردند همان عناصری هستند که با آمارسازیهای دروغین پنجرقمی از قربانیان، کوشیدند افکار عمومی جهان را تحت تاثیر قرار دهند و نسل کشی اسرائیل را سفیدشویی کنند.
ایران با تجربه تاریخی کودتای ۲۸ مرداد تا تجربه جنگ ۱۲روزه اخیر میداند رفاه و توسعهای که از لوله تفنگ آمریکا بیرون بیاید، نام دیگری برای استعمار نوین و ناامنی کشور است. این آگاهی جمعی، همچنان مهمترین سرمایه ایران در عبور از این مقاطع حساس است.
وقتی یک سناتور ارشد آمریکایی نزدیک به دولت ترامپ صراحتاً از تسلیح مزدوران داخلی سخن میگوید، بهروشنی نشان میدهد که غرب وحشی، برای پیشبرد اهدافش در ایران، دیگر به اقناع اجتماعی امیدی ندارد و بهدنبال راهحلهای پرهزینه و ویرانگر است. برنامه شوم تگزاسسازی و راهاندازی جنگ شهری در ایران نیز بیشک به سرمنزل مقصود نخواهد رسید چرا که آنان ملت ایران را نشناختهاند. ملتی که با هوشیاری و فداکاری خود، خوابهای دشمن را پریشان و مزدورانش را زیر پا له خواهد کرد.