تاریخ : 17. بهمن 1404 - 9:02   |   کد مطلب: 30448
مثل سال ۶۰؛ مزدوری، توهم، ترور
شباهت‌های جریان تروریستی اخیر با تروریسم سال‌های اولیه انقلاب مورد بررسی است

ظاهری متفاوت با باطنی یکسان. این گزاره را میتوان رساترین گزاره برای توصیف دو جریان آشوب‌طلب تروریستی دی‌ماه ۱۴۰۴ و فرقۀ تروریستی منافقین در سال‌های اول انقلاب دانست. فرقه‌ای که از ابتدای دهه ۶۰ بنای تروریسم مسلحانۀ خود را علیه ملت علنی کرد، از وجوه متعددی با آشوب‌های تروریستی زمستان ۱۴۰۴ مشابه است. مشابهت‌هایی که البته صرفاً از روی تصادف هم ‌نیست. این مشابهت‌ها حاکی از ریشه‌های یکسان ماهیتی هر دو جریان است. ریشه و ماهیت که یکسان شد حتماً در فرم هم مایهٔ شباهت‌های متعددی میشود. از کوزه همان تراود که در اوست.

نخستین ویژگی مشترک این دو جریان، گرفتن سلاح کینه و نفرتشان به سمت مردم است. منافقین تروریست در سال ۱۳۶۰ و تمام سالهای بعد از آن، همواره مردم را به بخش مهمی از لیست ترورها و جنایاتشان تبدیل کرده بودند. از نگاه آنها غیر از مدافعان امنیت، مردم هم متهمند. متهمند که به زندگی عادی مشغولند و حاضر نیستند با جنایت‌های آنها همراه شوند.

مردم عادی کوچه و بازار همین که حاضر نبودند با این جانیان همراه شوند تبدیل به یک هدف مشروع می‌شدند. نگاه و فلسفه‌ای تکفیری که تمام دنیا و انسانها را از دریچۀ صفرویک خوارج‌صفتی می‌دید. این ویژگی در تروریسم دی‌ماه ۱۴۰۴ هم مشهود بود. آشوبگران تروریست در بلواهای خیابانی هجدهم و نوزدهم دی‌ماه هرآنکه حاضر به همراهی با آنها نشده بودند را هدف سلاخی خود می‌دیدند. آنان در جنایت یک قدم از اسلاف خود جلوتر هم بودند؛ حتی کسانی را که جوگیر جریان رسانه‌ای دشمن شده و به خیابان آمده بودند، هدف می‌دیدند. چراکه مهم ریختن خون بیشتر بر زمین بود. تیغ وحشی و مست این تروریستها نه‌فقط مدافعان امنیت بلکه مردم عادی را هم نشانه رفته بود.

این سلفی‌گری مدرن محدود به درگیری کف خیابان نبود و فضای اجتماعی و تبلیغاتی و رسانه‌ای هم متاثر از آن بود. هرکسی موضعی غیر از موضع این جریان داشت ترور شخصیت می‌شد. تکفیریهای سیاسی وابسته به سیا و موساد در دهه ۶۰ و ۱۴۰۴ نه‌تنها از نظر شمشیر کشیدن علیه مردم بلکه از نظر شدت خشونت هم مشابهت‌های زیادی با هم داشتند. سلاخی کردن مدافعان امنیت در زمستان ۴۰۴ از نظر نوع رفتار و خشونت یادآور نوع خشونت و سبعیتی است که منافقان در دهه ۶۰ داشتند. شدت و عمق خشونت در هر دو جریان به دنبال ایجاد نوعی رعب در فضای عمومی بود. رعبی که قرار بود هیبت و هیمنۀ نداشتۀ این جریانها در برابر افرادی که با آنها مقابله میکردند چند برابر کند و حکم دوپینگ قدرت را برای این جریان‌ها داشته باشد.

گونه‌های مختلف توهم که چشم بر واقعیت می‌بندند، از توهم قدرت گرفتن تا توهم همراهی تودۀ مردم با آنها، از دیگر ویژگی‌های مشترک هر دو جریان تروریستی است. در فقرۀ منافقان این توهم حتی تا سال ۱۳۶۷ هم از بین نرفته بود. همین توهم هم بود که آن سرنوشت شوم را در عملیات مرصاد برایشان رقم زد. شدتی از توهم که راه بر هر گونه تعقل و استدلال هم می‌بندد. تروریسم دی ۴۰۴ هم از این قاعده مستثنی نبود. تروریستها و آشوبگران متوهمی که حجم تبلیغات پرقدرت پروپاگاندای رسانه‌های معاند و حتی مواضع رئیس‌جمهور آمریکا چنان امر را بر آنها مشتبه کرده بود که تصور میکردند با سلاخی غافلگیرانۀ جمعی انسان بیگناه در کف خیابان، موفق به تغییر حاکمیت سیاسی یک کشور ۱ میلیون و ۶۰۰ هزار کیلومتر مربعی می‌شوند. آمارهای نجومی و کذب قربانیان فتنۀ اخیر هم دقیقاً از دل چنین توهمی بیرون می‌آید و در اذهان وهم‌آلود تابعانش رسوب کرد.

بسته بودن ناف هر دو جریان به عامل بیگانه و دشمن خارجی از دیگر ویژگی‌های دو جریان تروریستی دهه ۶۰ و ۱۴۰۴ است. هر دو جریان از پشتیبانی و حمایت دشمن خارجی برخوردار بودند. منافقین تروریست در اوج جنگ تحمیلی و حمایت امریکا و اروپا از صدام حسین به دشمنی پناه برده بودند که به تمامیت ارضی کشور تعرض کرده بود. به حمایت و دلگرمی همین‌ها هم علیه مردم و کشور خود اسلحه می‌کشیدند. تروریسم آشوبگر زمستان ۴۰۴ هم عین‌به‌عین همان مسیر را طی کرد. رئیس‌جمهور آمریکا و سران اروپا و مسئولان رژیم بدنام صهیونی در صدر حامیان سیاسی، مالی، رسانه‌ای و تسلیحاتی تروریسم زمستان ۴۰۴ بودند. جمع اشقیای عالم از صهیونیست‌ها تا اروپا و پدوفیل‌های جزیرهٔ اپستین در حمایت از تروریست‌های دی ۴۰۴ سنگ تمام گذاشتند.

انتهای خبر/عل