
و قتی حرف از بهشت می زند، از جوی های روان با آب گوارا می گوید که تاب می خورند و از میان درختان میوه می گذرند . جوی های پر از شیر خالص که طعم و مزه اش با گذشت زمان تغییر نمی کند . عسل روان که از کنارت می گذرد . نهرهایی که لبالب اند از شراب طهور . می گوید وقتی شراب شان را می نوشی سر شار لذت می شوی، بی آن که مست و از خود بی خود شوی. می گوید باغ و بستان هایی که هیچ کجا آن را ندیده ای. صداهای دلربایی که هیچ کجا مثل آن را نشنیده ای . خبری از حرف لغو و بیهوده نیست. خبری از حسرت ها و آه ها نیست. سینه ات سبک سبک است.
می گوید از همه ی این ها بهتر ، آمرزش خداست که همواره با شماست . آمرزش خدا توی بهشت هم حکایتی است. فکرش را بکن. خدا آن جا در کنار تمام نعمات بهشتی، هی بیاید کنارت ، در قلبت نورش را بتاباند و بگوید که من از تو راضی ام . من هیچ مشکلی با تو ندارم . من رحمت و مغفرتم را یکسره نصیبت می کنم. هی به تو بگوید و هی تو را مست کند. تو از او راضی باشی و او هم از تو راضی باشد.... (سوره محمد - آیه ی ۱۵) اینها همه رویایی است که امیدوارم برای من و تو ، واقعی شود . اما چیزی ک برای من جالب بود این بود که بین نعمات بهشتی، خدا می گوید که در بهشت ، روی تخت هایی مقابل همدیگر می نشینیم(علی سرو متقابلین).یعنی چشم مان توی چشم همدیگر است. یعنی صورت همدیگر را می بینیم و کیف می کنیم . هی به هم سلام می کنیم و جواب سلام می شنویم . یعنی لا به لای آن همه خوشی و خرمی، چیزی که همیشه با ما خواهد بود این است که سایر بهشتیانیم . تخت هایمان را مقابل همدیگر چیده اند تا به دیدن همدیگر هم به اوج کیف و لذت برسیم. این خیلی قشنگ است.
فکرش را بکن . ما که اینجا از دیدن آدم ها گریزانیم و تنهایی را ترجیح می دهیم ، اگر خواهان بهشتیم باید بدانیم لذت بردن ، در جمع معنی می دهد . خیلی از آن ها را که دوست داریم دائم ببینیم ،و توی دنیا یا فرصتش پیش نمی آید یا اگر فرصتش فراهم شود ، بسیار کوتاه است ، خدا می گوید در بهشت روبرویت می نشانم شان تا با دیدنش عشق کنی و روزگارت عاری از هر گونه غم شود. این جالب نیست؟ واقعا در چهره ی بهشتیان چه چیزی هست که قرار هست روی تخت های روان، آرامش را به ما هدیه دهد؟