تاریخ : 16. فروردين 1404 - 9:57   |   کد مطلب: 29222
روایتی از قصه دلتنگی یک مادر:
نجوای اشک ودعا در سکوت خانه
گفتگوی خبرنگار «صبح رزن » با مادر شهید ابوالفضل محمدی از اهالی روستای سوزن که هم اکنون در شهر رزن زندگی می کند.

گفتگوی مادرشهبد ابوالفضل محمدی با خبرنگار صبح رزن از سالهای غربت ودلتنگی که در فراق پسرش به سینه دارد. سال‌هاست که در این خانه کوچک و ساکت، در شهر رزن، روزگار می‌گذرانم. دلم برای ابوالفضل، مسافر جاودانه‌ام، تنگ شده است. پسرم در سال‌های جنگ، به عنوان سرباز ارتش، راهی جبهه‌های نبرد شد و بعد از خدمت، در سال ۶۷، به شهادت رسید.
پیکر پاکش در زادگاهش، روستای سوزن، به خاک سپرده شد تا یاد و خاطره‌اش برای همیشه در دل مردم این دیار زنده بماند. اما دل من، مادرش، هرگز آرام نگرفت.
هر بار که صدای زنگ در به گوش می‌رسد، قلبم به تپش می‌افتد. ناخودآگاه به سمت در می‌دوم، با این امید که شاید او آمده باشد. اما افسوس، هر بار با چهره‌ای غریبه مواجه می‌شوم و ناامیدی، چون سایه‌ای سنگین، بر دلم می‌نشیند.
چشمانم پر از اشک می‌شود و دستانم به دعا بلند می‌شود. به قاب عکس پسر عزیزم خیره می‌شوم و با او نجوا می‌کنم: «ابوالفضل جان، قرار بود سه روزه برگردی...»
ابوالفضل همیشه هوای ما را داشت. از همان کودکی، پسری مهربان و دلسوز بود. هرگز یادم نمی‌آید که دل کسی را شکسته باشد. بعد از شهادتش، انگار یک تکه از قلبمان را گم کردیم. جای خالی‌اش همیشه در خانه احساس می‌شود. پدرش هم دیگر در قید حیات نیست و این غربت خانه شهید را دو چندان می‌کند.
اکنون، من و دو خواهر ابوالفضل، در کوچه‌ای بن‌بست در شهر رزن، با یاد و خاطره او، روزگار سپری می‌کنیم.
خواهران ابوالفضل، مظلوم و ساکت، چشمانشان به دهان من و حال من است. بعد از پدر و برادر، تنها دارایی‌شان من هستم. آنها نیز دلتنگ برادرشان هستند و هر روز، خاطرات او را مرور می‌کنند. گاهی اوقات، عکس‌های قدیمی‌اش را نگاه میکنندو با دیدن لبخندش، اشک در چشمانشان حلقه می‌زند. اما سعی می‌کنند قوی باشند.
مزار شهید ابوالفضل محمدی، در روستای سوزن، زیارتگاه عاشقان و دلدادگانی است که با حضور بر سر مزارش، یاد و خاطره او و دیگر شهدای گرانقدر را گرامی می‌دارند. هر بار که به مزارش می‌روم، احساس می‌کنم که او در کنارم است. با او حرف می‌زنم، از دلتنگی‌هایم می‌گویم و برایش دعا می‌کنم.
ابوالفضل، برای همیشه در قلب ما زنده است. او قهرمان زندگی ماست و یاد و خاطره‌اش تا ابد در ذهنمان باقی خواهد ماند.

انتهای خبر/عل

تصاویر تکمیلی: 

دیدگاه شما