منتظر بودم که برنامه تمام شود، حاج میرزاسلگی بزرگ که سخنانش را تمام کرد فرمانده ناحیه انگار که بداند من در دلم چه میگذرد رو به من کرد و گفت شما همراه سردار تا رزن بروید.من که به خواسته خودم رسیده بود خیلی سریع سوار خودرو حاج میرزا شدم و خودم برای استفاده حداکثری از این فرصت طلایی به قول دوستان تاریخ شفاهی آماده کردم.