آخرین اخبار

تاریخ : 8. شهريور 1404 - 18:42   |   کد مطلب: 29747
رهبری در چهار دهه‌ی گذشته همواره از مذاکرات مستقیم با ایالات متحده پرهیز کرده و این خط‌مشی را به عنوان بخشی از راهبرد کلان نظام تثبیت کرده است.

‏چرا رهبری از مذاکرات مستقیم پرهیز دارد؟

رهبری در چهار دهه‌ی گذشته همواره از مذاکرات مستقیم با ایالات متحده پرهیز کرده و این خط‌مشی را به عنوان بخشی از راهبرد کلان نظام تثبیت کرده است. به باور من، این پرهیز تنها به دلایل ایدئولوژیک یا تاریخی یا دشمنی‌های مداوم آمریکا با ایران محدود نمی‌شود، بلکه بخشی از آن به ماهیت دیپلماسی آمریکایی و شیوه‌ای که دیپلمات‌های واشنگتن در مذاکرات از آن بهره می‌گیرند بازمی‌گردد.

یکی از نقاط قوت دیپلماسی آمریکا، استفاده از روابط فردی و اعتمادسازی عاطفی برای پیشبرد اهداف سیاسی است..

وندی شرمن، معاون وزیر خارجه‌ی وقت آمریکا و مذاکره‌کننده‌ی ارشد در گفت‌وگوهای هسته‌ای ایران، در خاطراتش بارها نشان می‌دهد که چگونه روابط شخصی توانسته مسیر مذاکرات را تغییر دهد.

به عنوان نمونه، او روایت می‌کند که چگونه یک گفت‌وگوی غیررسمی میان جان کری و محمدجواد ظریف، پشت درهای بسته، بستر اصلی مذاکرات را دگرگون کرد:
«کری بیش از هر دیپلمات دیگری به قدرت روابط شخصی باور داشت… موفقیت توافق هسته‌ای به روابط انسانی وابسته شد.»

شرمن توضیح می‌دهد که این تجربه در کنار گفتگوی تلفنی روحانی و اوباما چگونه به نزدیک شدن روابط کمک کرد، تا جایی که خیلی زود، «جواد» جایگزین «آقای وزیر» شد.

اما در حالی که اعتماد متقابل می‌توانست روند را تسهیل کند، خطر این نیز وجود داشت که دیپلماسی فردی جایگزین چارچوب‌های رسمی شود و مذاکره‌کنندگان ایرانی تحت فشار یا فریب «دوستی‌های دیپلماتیک» امتیازاتی فراتر از اختیارات خود بدهند. همین هراس را شرمن نیز توصیف می‌کند:

او و همراهان ایرانی بیرون اتاق با نگرانی منتظر بودند که مبادا ظریف یا کری فراتر از مأموریتشان وعده‌ای بدهند.
در جای دیگری از کتاب، شرمن توضیح می‌دهد که چگونه حتی اتفاقات انسانی و شخصی مانند فوت مادر حسن روحانی، توانست فضای گفت‌وگوها را تغییر دهد.

او می‌نویسد که هیئت آمریکایی در سطحی صمیمانه به ایرانیان تسلیت گفت که گویی به یکی از اعضای تیم خودمان تسلیت می‌گوییم. چنین لحظاتی نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها از سرمایه‌گذاری عاطفی و انسانی برای ایجاد هنجارهای مشترک در مذاکره استفاده می‌کنند.

به تعبیر شرمن: «ایجاد انسجام از طریق روابط، هنجار می‌آفریند، و هنجارها ذهن‌ها را تغییر می‌دهند.»

به باور من از نگاه رهبری، این دقیقاً همان خطر نرم دیپلماسی آمریکا است: تغییر ذهنیت طرف مقابل نه از طریق استدلال حقوقی یا مصالحه‌ی رسمی، بلکه از مسیر روابط انسانی و فشار روانی.

رهبری بارها تأکید کرده که آمریکا قابل اعتماد نیست. این بی‌اعتمادی صرفاً به دلیل سیاست‌های کلان آمریکا نیست، بلکه به دلیل شیوه‌ی مذاکره نیز هست. اگر مذاکره مستقیم به عادی‌سازی روابط شخصی بینجامد، به مرور زمان انضباط سیاسی و چارچوب‌های رسمی ایران فرسوده می‌شود.

بنابراین، پرهیز رهبری ایران از مذاکرات مستقیم تنها یک مخالفت سیاسی یا ایدئولوژیک خشک نیست، بلکه احتمالا ریشه در درک عمیقی از تاکتیک‌های دیپلماسی آمریکایی دارد. ایالات متحده نشان داده است که در مذاکره، روابط انسانی و شخصی را به ابزاری برای نرم‌سازی مواضع طرف مقابل تبدیل می‌کند.

دیدگاه شما