
به گزارش صبح رزن به نقل از روابط عمومی نهاجا، مهرداد ذوقی فرزند شهید سرلشکر خلبان مهدی ذوقی از قهرمانان 8 سال جنگ تحمیلی درباره پدرش و خاطراتی که از او در ذهن دارد گفت: وقتی که پدرم شهید شد من 3 یا 4 سال بیشتر نداشتم و خاطرات من خیلی مبهم است، ولی به خاطر دارم که در پایگاه شهید نوژه همدان یک بار پدرم خودش برای من و میلاد دو لباس خلبانی دوخته بود، لباس خودش را نیز به تن کرده بود و ما را به سمت هواپیماهایی که در این پایگاه وجود داشت برد و آنها را به ما نشان داد.
مهرداد ذوقی به حال و هوای دوران جنگ در پایگاه همدان نیز اشاره کرد و گفت: به یاد دارم که اواخر جنگ بود و پایگاه همدان را زیاد بمباران می کردند، در خانه یک میز نهارخوری 6 نفره خیلی محکم داشتیم که وقتی آژیر خطر به صدا در می آمد، مادرم ما را زیر آن می برد.
مهرداد ذوقی درباره رونمایی از تندیس پدرش در شهر قروه درجزین گفت: این کار، اتفاق خیلی قشنگ و غرورآفرینی است، این حرکت توسط شخصی به نام آقای صلاحی که نویسنده کتابی درباره شهید ذوقی است و در آن به بیان زندگینامه و خاطرات پدرم می پردازد، شروع شد، نیروی هوایی ارتش نیز به همراه شهرداری شهر قروه درجزین پیگیر ساخت و نصب تندیس شهید ذوقی در زادگاهش شد، با اینکه این اتفاق باید خیلی زودتر از اینها می افتاد ولی حالا هم خوشحال هستم که هنوز یاد و خاطره شهدای جنگ تحمیلی برای مردم و مسئولین کشورمان زنده است و از اهمیت زیادی برخوردار است.
فرزند شهید بزرگوار ذوقی درباره نحوه شهادت پدرش افزود: بعد از پذیرش قطعنامه و در اواخر جنگ، عراق به چند پالایشگاه ما حمله کرد، حضرت امام خمینی (ره) به خلبانان نیروی هوایی دستور داد که این اقدام عراقی ها را تلافی کنند، برای اجابت این دستور دو فروند جنگنده اف4 به پرواز درآمدند و پالایشگاه کرکوک را توانستند منهدم کنند، در حین بازگشت، یکی از این دو جنگنده مورد اصابت موشک قرار گرفت و پدرم به همراه عباس اکبری به شهادت رسیدند.
بنابراین گزارش، مهرداد و میلاد ذوقی چند سال بعد از شهادت پدرشان بین سالهای 69 و 70 به همراه مادر از همدان به تهران می آیند و در پایگاه شهید لشکری مهرآباد ساکن می شوند، متأسفانه همسر شهید ذوقی و مادر این خانواده سال 1375 بر اثر سرطان فوت می کند و به دیدار همسر شهیدش می شتابد.
گفتنی است دو فرزند شهید ذوقی بعد از فوت مادر، تا سن 18 سالگی نزد عمویشان زندگی می کنند و بعد از رسیدن به سن بلوغ، خودشان امورات زندگیشان را در دست می گیرند و تا کنون نیز این دو برادر در کنار همدیگر زندگی می کنند.
دیدگاهها