آخرین اخبار

تاریخ : 20. بهمن 1404 - 7:47   |   کد مطلب: 30453

پروژۀ کشته‌سازی چه نقشی در طرح شکستن مقاومت ملّی ایرانیان داشت

یک تیر و دو نشان. پروژۀ کشته‌سازی در اعتراضات اخیر را می‌توان طرحی دانست که قرار بود همزمان دو هدف را دنبال کند: «ایجاد یک نقطۀ افتراق و گسل در داخل ایران و همزمان با آن ایجاد مشروعیت برای مداخلۀ نیروی خارجی.» شکستن مقاومت ایران در معرکۀ فعلی نیازمند دو کار هم‌زمان بود. نخست آنکه باید در جبهۀ داخلی گسست ایجاد شود. نقطۀ اتکای برخورد نظامی و امنیتی ایران با طرح‌های مداخله‌جویانۀ خارجی ایستادن روی زمین سفت انسجام ملّی بوده است. اتفاقی که در جنگ ۱۲روزۀ دشمن صهیونی و آمریکایی علیه ایران امتحان خود را به خوبی پس داد. پشتوانۀ قدرت نیروهای مسلح کشور، ایستادن روی زمینِ سفت اتحاد مقدس ایرانیان بود.

سمت دیگر ماجرا گسترش دامنۀ مداخلۀ خارجی برای شکستن حصار ایرانیان بود. گسترش دامنۀ مداخله نیاز به مشروعیت در سطح جهانی داشت. اقدام نظامی علیه یک کشور و دولت و ملت نیازمند استدلالی است که در ساحت تبلیغاتی و رسانه‌ای بهانۀ حداقلی را برای اقدام فراهم آورد تا یک همراهی ولو حداقلی خارجی و بین‌المللی را ایجاد کند. جنگ ۱۲روزه نشان داد که با فشارهای نظامی در آن مختصات، ایران کوتاه آمدنی نیست. پس باید فشار را افزایش داد و افزایش فشار نیاز به یک همراهی حداقلی دارد تا بتواند حصار ایران را بشکند. شکستن مقاومت ایران از مسیر عملیاتی شدن همزمان این دو طرح می‌گذشت. دو جبهۀ داخلی و خارجی علیه مقاومت ملّی همزمان باید فعال می‌شد.

در چنین میزانسنی است که پروژۀ کشته‌سازی در فتنه و کودتای اخیر معنادار می‌شود. کشته‌سازی از یک سو در جبهۀ داخلی باعث گسل و افتراق میان مردم و حاکمیت می‌شد. از دید برنامه‌ریزان ضدامنیتی موساد و سیا، این طرح باعث بدبینی، کینه و نفرت جامعۀ ایرانی به دولت و حاکمیت شده و در پشت جبهه یک شکاف و یک منطقۀ درگیری جدید برای جمهوری اسلامی باز می‌کرد. مدیریت تنش در این منطقه دیگر به سادگی مدیریت تنش با دشمن خارجی نیست چرا که در این سو مردم ایران قرار می‌گرفتند. پیشران این جبهۀ داخلی هم هسته‌های تروریستی ضدامنیتی بودند که قرار بود با تحریک بخشی از بدنۀ اجتماعی معترضان و اغفال‌شده‌ها آنها را دستاویز طرح‌هایی مانند حمله به مراکز نظامی و انتظامی قرار دهند تا در ادامه بتوانند از تبعات و امواج بعدی این اقدام، بهره‌برداری لازم را بکنند.

از نگاه آنها این اتفاق علاوه بر آنکه شکاف جبهۀ داخلی را عمیق‌تر کرده و انسجام ملّی ایرانیان را متزلزل می‌کرد. همزمان یک خوراک تبلیغاتی مناسب برای دستگاه پروپاگاندا را فراهم می‌کرد. یک جریان تبلیغاتی و رسانه‌ای قدرتمند که قرار بود با اعداد و ارقامی نجومی مدعی کشتارهای ده‌ها هزار نفری شود. در ادامه هم در ساحت افکار عمومی دنیا، برخورد سخت با جمهوری اسلامی را موجه جلوه دهد. اینجاست که موج تبلیغاتی سنگین ضدایرانی رسانه‌های معاند فارسی‌زبان و غیرفارسی‌زبان که پیمانکار این بخش از پروژه بودند واجد معنا می‌شود. موج عددسازی‌ها تا جایی پیش رفت که از جنگ‌های کلاسیک هم عبور کرد و مایۀ ریشخند و تمسخر را فراهم آورد. اتفاقی که با انتشار رسمی آمار از سوی جمهوری اسلامی عملاً از حیز انتفاع خارج شد.

نقطۀ اتکای تمام این طرح، پروژۀ کشته‌سازی بود. کشته‌سازی قرار بود هم اسم رمز جنگ داخلی شود و کاتالیزور تند و ملتهب شدن فضا شود و هم از سوی دیگر مشروعیت اقدام سخت از جبهۀ خارجی را فراهم آورد. جنینی که البته مرده به دنیا آمد. آن بخش از عقبۀ اجتماعی مردمی که معترض واقعی به شرایط اقتصادی بودند با بروز اولین نشانه‌های این طرح در ۱۸دی از معرکه خارج شدند تا مهرۀ بازی ضدایرانی دشمن نشوند. از سوی دیگر مهار همه‌جانبۀ کودتا از سوی دستگاه‌های متولی، جنین ضدامنیتی ماجرا را مُرده به دنیا آورد. یکی از دلایل جهش یک‌بارۀ سیاست رسانه‌ای ماشین تبلیغاتی دشمن و در نوردیدن اعداد و ارقام نجومی و رسیدن به ایستگاه موجه جلوه دادن مداخلۀ نظامی آن‌هم بدون مقدمه‌چینی پیشینی این مسأله بود که از یک سو عقبۀ اجتماعی از معرکه بیرون آمد و با جریان خشن تروریستی کف خیابان همراهی نکرد.

از سوی دیگر هم دستگاه‌های متولی امنیتی بعد از عدم همراهی مردمی با این جریان تروریستی توانستند کل ماجرا را مهار کنند. در ادامه موج میلیونی همراهی با جمهوری اسلامی آبی بود بر خاکستر فتنه که کل ماجرا را شست و با خود برد. دشمن قرار بود با کشته‌سازی همزمان به دو هدف نائل شود. یک فتنۀ زمستانی دیگر گذشت و روسیاهی‌اش به چهرۀ کسانی ماند که خائنانه یا غافلانه بخشی از طرح دشمن بودند.

دیدگاه شما