آخرین اخبار

تاریخ : 29. تير 1399 - 18:29   |   کد مطلب: 27948
بدون تردید امروز عرصه تصویر و فیلم مهمترین ابزار رسانه ای در جنگ نرم غرب علیه اساس زندگی ایرانی است و متاسفانه علاوه بر فیلم ها و سریال های هالیوودی و غربی سریال های نمایش خانگی و اینترنتی در داخل کشور نیز به ابزاری پرقدرت برای تهدید نهاد خانواده بدل شده است.

رسانه امروز مهمترین و اصلی ترین دروازه ورود تفکرات مختلف به زندگی و جریان سازی در باورهای مردم است.

هیچ رسانه ای به اندازه فیلم و سریال نیز نمی تواند به این جریان سازی و اثر گذاری فرهنگی دامن بزند و‌ موثر باشد.

به بیان دیگر این سینما و فیلم است که توانسته با ارائه الگو و مدل، سبکی از منش و رفتار را میان جهانیان ترویج دهد یا اندیشه ای را در میان مردم از نظر بیندازد و آن را مذبوح و ناپسند ارائه کند.

شاید روزی که ادوارد مایبریج یا برادران لومیر در حال خلق سینما و قاب جادو بودند هرگز در گوشه ذهن خود فکر نمی‌کردند که روزی این قاب جادو خواهد توانست مقدرات جامعه بشری را رقم بزند و میلیون ها انسان را با این ابزار به سمتی که سازندگان فیلم ها تمایل دارند سوق دهد.

در ایران نیز سریال سازی به عنوان یک ابزار حاصل از پیدایش تلویزیون شناخته می شد تا اینکه رسانه تحت عنوان رسانه شبکه نمایش خانگی و کمی بعد تر vod ها یا iptv ها در بستر اینترنت پا بر عرصه حضور در بخش فرهنگی و فیلم و سریال ایران گذاشته اند.

ورود مجدد ابتذال به فیلم های سینمایی بعد از دهه هفتاد

تا پیش از رسانه نمایش خانگی یا همان تلویزیون اینترنتی اختیار و قدرت سریال سازی در ایران فقط در دستان صدا و سیما بود.

این انحصار موجب شده بود تا سریال سازی در ایران در استانداردهای مشخص و مورد تایید ساختار فرهنگی نظام قرار داشته باشد.

این استانداردها بیشتر در حوزه فرهنگی، ارتباط های زن و مرد و پوشش بازیگران خود را بصورت بارز ظاهر و آشکار می کرد.

سینما در دوران پس از انقلاب هر چند نسبت به قبل از آن در مسئله نمایش تصویری انسانی از زن و دوری از ارائه صحنه های جنسی و غیر اخلاقی تغییر اساسی کرده است اما در طی سال های بعد از نیمه دوم دهه هفتاد کم کم باز هم به ورطه ابتذال و استفاده ابزاری از زن حرکت نمود.

در همه این سال ها تنها مدیوم و ژانری که خانواده ها بدون هیچ دغدغه با فرزندان خود می توانستند پای دیدن فیلم بنشینند تلویزیون و صدا و سیما بوده است.

نخستین حضور پرقدرت و موج ساز فیلمسازان در عرضه نمایش خانگی شاید با شهرزاد حسن فتحی آغاز شد.

سریالی که علی رغم داشتن کارگردانی قدرتمند و بازیگران طراز اول اما با آشکار شدن شبهه دار بودن سرمایه فیلم همچنان سلامت اقتصادی آن در هاله ای از ابهام است.

استفاده ابزاری و تهوع آور از زن، آرایش های غلیظ، دیالوگ های جنسی مشخصه فیلم های نمایش خانگی

پس از آن و با نمایان شدن امکان موفقیت فیلم های غیر کمدی در عرصه نمایش خانگی رغبت کارگردانان به حضور در این عرصه بیشتر و رفته رفته نمایش خانگی به محلی برای هزینه کرد پول های بادآورده تبدیل شد.

امروز شبکه نمایش خانگی و سریال های ساخته شدن در آن چند مشخصه و‌ ویژگی بارز را یدک می کشند: استفاده ابزاری و تهوع آور از زن، آرایش های غلیظ، دیالوگ های جنسی، ترویج عشق هایی سطحی، ترویج زندگی های لاکچری بدون عمق.

همگی این موارد موجب شده است که این سریال‌ها در بهترین حالت نمایندگی بخش بسیار بسیار اندکی از جامعه ایرانی را داشته باشند.

الگو سازی و فرهنگ سازی این سریال‌ها در طی سال های دولت تدبیر به سمت افزایش بی بند و باری و ساختارشکنی فرهنگی حرکت کرده است.

بصورت بسیار واضح می توان گفت تاکنون که اعطای مجوز به این سریال‌ها با معاونت سینمایی وزارت ارشاد بوده این وزارتخانه هیچ نظارت موثری بر این سریال‌ها انجام نداده و حتی می توان گفت وضعیت ناهنجاری و هنجارشکنی در این سریال‌ها به مراتب بدتر از حوزه سینما است.

همین ولنگاری در این حوزه موجب ترغیب سرمایه گذاران و کارگردانان برای ساخت آثاری با بی پروایی بیشتر نیز شده است.

در ماه های اخیر بحث های گسترده ای بر سر حق نظارت و اعطای مجوز توسط صدا و سیما به این آثار به عنوان نهادی که طبق قانون اساسی موظف به نظارت بر فضای صوت و تصویر فراگیر است شکل گرفته است.

شبکه نمایش خانگی ابزاری پرقدرت برای تهدید نهاد خانواده 

سازندگان این آثار با علم به اینکه در صورت صاحب اختیار شدن صدا و سیما دیگر نخواهند توانست در حوزه نمایش خانگی اینچنین ساختارشکنی کنند به مخالفت با این امر پرداخته اند.

به نظر می رسد علاوه بر لزوم نظارت صدا و سیما به عنوان یک نهاد حاکمیتی بر ساخت آثار نمایش خانگی برخی ملاحظات جدی دیگر در این حوزه ضرورت دارد.

خود صدا و سیما نیز بایستی در عرصه سریال سازی با تغییر برخی کلیشه های ذهنی به سمت ارائه مفاهیم قوام بخش فرهنگ خانواده با قالب های جذاب تر برود.

بدون تردید امروز عرصه تصویر و فیلم مهمترین ابزار رسانه ای در جنگ نرم غرب علیه اساس زندگی ایرانی است و متاسفانه علاوه بر فیلم ها و سریال های هالیوودی و غربی شبکه نمایش خانگی در داخل کشور نیز به ابزاری پرقدرت برای تهدید نهاد خانواده بدل شده است.

لزوم سامانده ی شبکه نمایش خانگی،iptv وvod فقط به سریال‌ها خلاصه نمی شود،ساخت برنامه گفت و گو محور هنجارشکن نیز هر روز بخشی از حریم اخلاقی و فرهنگی جامعه را خدشه دار می کند.

حبیب میرزایی

انتهای پیام/م

دیدگاه شما

کانال خبری تلگرامی صبح رزن